بابا صفرى
265
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
گنجينهء بقعهء شيخ صفى الدين : بقعهء شيخ صفى الدين ، علاوه بر كتابخانه ، از حيث ظروف و اشياء بىنظير ديگر نيز شهرت و عظمت خاصى داشت و بر آن گنجينهء اشياء از جهت نفاست ، ظرافت ، تعداد و نوع آنها حتى در پايتخت كشور و دربار سلطنت هم مثل و مانندى نبود و در واقع موزهء بسيار با ارزش و گرانبهائى بشمار ميآمد كه نمايشگر هنر و ذوق و قابليت نسلهاى گذشتهء اين مرز و بوم بود . ما متأسفيم كه مانند كتابها از اين اشياء گرانبها و بىبديل نيز سياههء كافى برجاى نمانده و يا براى نگارنده دسترسى بدانها ميسر نگشته است تا بتواند خوانندگان اين كتاب را از اين حيث باطلاعات كافى راهنمائى كند . تنها سندى كه از اين لحاظ ميتوان از آن ياد كرد همان كتابچهء « گنجينهء شيخ صفى » است كه كتابخانهء ملى تبريز از روى يك سند 216 ساله ، در سال 1348 خورشيدى ، چاپ و منتشر كرده است و ما قبلا بدان اشاره نمودهايم . در بعضى از قسمتهاى آن از سياههاى كه ميرزا عبد اللّه نامى در 911 هجرى مميزى كرده بوده است اشارتى رفته و از اختلافاتى نيز عنوان شده است . مهمترين اختلاف اين دو سند از حيث ظروف چينى و عقيق و يشم و پارچهها و فرشهائى است كه بعد از آن تاريخ ، بويژه در عهد شاه طهماسب اول و شاه عباس بزرگ ، بر اين آستانه اهدا گرديده است . ما در جاى ديگر گفتهايم كه سند مربوط بسال 1172 نيز كامل نيست زيرا حكايت از بيغما رفتن تعدادى از اشياء بقعه مينمايد و گرچه در بعضى موارد نام آنها را نيز مينويسد ولى گاهى هم بذكر كلى آنها اكتفا مىكند . طبق مدلول آن سند بقعهء شيخ صفى الدين در آن تاريخ داراى صد فقره وسايل و اشياء طلا بوده كه از جملهء آنها پنجرهء اصلى گنبد و چهارچوبهء در بقعه و آستانه آن ذكر شده است « 1 » در حالى كه مقدارى از سكهها و پولكهاى طلا نيز ، طبق نوشتهء آن سند ، در تاخت و تاز تركها ، كه نويسنده بنام روميهء شوم و لزگىها از آن ياد مىكند ،
--> ( 1 ) - اين آستانه همان است كه ما در صفحهء 233 راجع بدان شرحى نوشتهايم .